عشق یعنی چشمات :) | بلاگ

عشق یعنی چشمات :)

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

وسط یک روز پر از خستگی ، بعد حموم کردن پسرم روی کف زمین دراز کشیدم.چشم هام ُ بستم و به خواب هایی که میبینم فکر کردم.به کسی که بیشتر وقت ها توی خوابم حضور داره و‌من نمیشناسمش.وسط این فکر ها عینکم رو آورده میزنه به چشم هام و میخنده !صورتش رو میذاره کنار صورتم و لبخند  میزنه.حرکت آخرش این بود که عینک‌رو‌از روی صورتم کشید و بوسم کرد!قلب ِ منی شما آقای محترم.
برچسب‌ها: مادرانه
+  ساعت 18:36  بیـدار  | 
عشق,یعنی,چشمات,...
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:31